الشيخ علي اكبر النهاوندي

106

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

رطوبت تحليل مىرود به مثل آن يا اقواى از آن وجود دارد . نهايتا چون همين‌قدر عمر براى نفوس جزييّه ، در ترقّى كافى است ؛ خداوند عالم - جلّت حكمته - ايشان را بر خواصّ اغذيه ، طرق حفظ صحّت و دفع مرض - كما هو حقّها - اطّلاع نداده و از اين جهت ، از عمر مقدّر خود تجاوز نمىنمايند . ولى حضرت كردگار - جلّت عظمته - به جهت تكميل عالم براى حضرت بقيّة اللّه اختيار فرموده است . براى آن جناب قائم مقامى در عالم نيست و به حسب حكمت لازم است از دنيا رحلت نفرمايند ، تا عالم را به حدّ كمال آورد . البتّه حكيم على الاطلاق ، او را بر آن‌چه در حفظ بنيه لازم است ، عالم فرموده و هم بر تحصيل آن قادر ساخته تا غرض به انجام آيد . با اين نكته ، فرق ما بين آن بزرگوار و آباى عظامش ظاهر شده ، چراكه براى ايشان ، خليفه و قائم‌مقامى در تكميل عالم بوده ، به خلاف اين بزرگوار كه خاتم اوصياست ، با آن‌كه به مقتضاى حديث شريف : « ما منّا الّا شهيد أو مسموم » هيچ‌يك از آن بزرگواران ، به موت طبيعى از دنيا رحلت نفرموده‌اند . بنابراين در طولانى بودن عمر شريف آن بزرگوار اشكالى نخواهد بود ، ادلّ دليل بر امكان وقوع است و محقّق آن ، اخبار معمّرين است كه از غايت اشتهار ، قابل انكار نيست و چون كتاب بحار الانوار كه به حمد اللّه نسخ آن بسيار و بر تفاصيل آن مشتمل است ، لهذا اين قاصر ، ذكر آن‌ها را به منزلهء تكرار دانست ، با آن‌كه كتاب اللّه ، بر قصص نوح عليه السّلام مشتمل و به طول عمر آن جناب مصرّح است و با اين ملاحظه ، براى مسلم جاى اعتذار در انكار نخواهد بود و حاجتى به نقل اخبار و آثار نيست ، انتهى . [ گفتار شيخ حرّ عاملى ] حكاية فيها هدايه مرحوم شيخ حرّ عاملى - نوّر اللّه مرقده - در امل الآمال ، در ترجمهء مرحوم شيخ زين الدّين ثانى ، نوادهء مرحوم شهيد ثانى ، نقل فرموده : وقتى يكى از مخالفين از آن